گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۶۸۰

 

چو صرف شد همه اوقاتِ عمر در طلبش
نه ممکن است که دل باز گردد از عقبش
چو خضر خاصیتِ آبِ زندگی یابم
اگر چنان که به عمدا لبم رسد به لبش
دلم نه بر پیِ آن می رود به تاریکی
که هست چشمه درونِ دو زلفِ بُل عجبش
مقررّست که از زلفِ او برون ناید
ز کنجِ سینه برون کرده ای […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری