گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۱۶

 

برو برو که به بز لایق است بزغالهبرو که هست ز گاوان حیات گوساله
برو برو که خران گله گله جمع شدندخر جوان و خر پیر و خر دو یک ساله
ز ناله تو مرا بوی خر همی‌آیدکه خر کند به علف زار و ماده خر ناله
دماغ پاک بباید برای مشک و عبیرگلوله‌های پلیدی برای جلاله
در آن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۶۱

 

خوشا می از کف آن ماه چارده ساله
که بهر نقل دهد بوسه ای ز دنباله
رسیده غره شوال و ماه روزه گذشت
بیار می که همین بود توبه را حاله
پیاله گیر و ز آلایش گناه مترس
که برد طاعت یک ماهه جرم یکساله
مراست آتش تب در جگر نمی دانم
تو را به گرد لب از بهر چیست تبخاله
به هوش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

ظهیر فاریابی » قطعات » شمارهٔ ۹۴

 

صفی دین پس ازین زخمهای بی شفقت
ز دست چرخ هنوزم نمی رسد ناله
بجز شماتت و یأسم نداد وعده تو
از آن سپس که دو ماهش گذشت از هاله
جواهری که ز مدح تو نظم می کردم
سخات در دل من سرد کرد چون ژاله
چه سودم از ید بیضا چو تو نمی دانی
بیان و حجت موسی ز بانگ گوساله
یکی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی