گنجور

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۳۸

 

به فضل عام تو یا رب که در سرای وجود
دقیقه ای ز فنون کرم فرونگذاشت
به صنع تو که ندیده مدوز کلک و مداد
به لوح ساده هستی هزار نقش نگاشت
که بخش دولت جاوید شهریاری را
که فیض خود از هیچ کس دریغ نداشت
بلند مرتبه یعقوب بن حسن که ز عدل
لوای جاه و جلالت به آسمان افراشت
حساب حاصل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۶۶ - وله ایضا

 

خدایگان کریمان مشرق و مغرب
که همّتت سر اجرام آسمان بفراشت
خرد خانة اندیشه بر صحیفة دل
لطیف تر ز ثنای تو صورتی ننگاشت
عطای دست او بر مدح من سبق می برد
و لیک عاقبتش بخت شور من نگذاشت
گر چه بنده بمقدار وسع خود دانم
بدت کم طمعی چشمۀ نیاز انباشت
غرور ملک قناعت چو در دماغ گرفت
همه خزااین عالم از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل