گنجور

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۵۰۹

 

مرا دلیست که از بار بار میطلبد
بسوز سینه انگار بار می طلبد
مرا دلیست که گر مست باشد و هوشیار
زمست خواه ز هشیار بار می طلبد
بکنج صومعه هوشیار در طلب نه و مست
فتاده بر در خمار یار می طلبد
از طرف بر در و دیوار کعبه اوست مراد
که عاشق از در و دیوار بار می طلبد
نخواست جنت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی