گنجور

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸

 

چو شام شد بشبستان باید کردز ماه نو طلب آفتاب باید کرد
لباس ازرق صوفی که عین زراقیستبخون چشم صراحی خضاب باید کرد
لب پیاله و رخسار مردم دیدهز عکس باده چو یاقوت ناب باید کرد
مفرح جگر خسته و دوای خمارز لعل ساقی و جام شراب باید کرد
مدام بهر جگر خوارگان دردیکشدل پر آتش خونین کباب باید […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۷۴

 

دمید صبح، هوای شراب باید کرد
سری برون ز گریبان خواب باید کرد
ز هر نسیم نگردد چو غنچه خندان دل
نفس ز سینه صبح انتخاب باید کرد
برای کسب هوا، گرچه یک نفس باشد
سری ز بحر برون چون حباب باید کرد
ز باده شفقی، رنگ ماهتابی را
جهان فروزتر از آفتاب باید کرد
چو گل گلاب شود ایمن از خزان گردد
به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۵۵

 

سپیده دم بصبوحی شتاب باید کرد
بگاه قدحی پر شراب باید کرد
نه درّ ه ایم که با افتاب برخیزیم
صبوح پیشتر از آفتاب باید کرد
نقاب شب زرخ روز چون فرو کردند
ز آب بر رخ آتش نقاب باید کرد
درنگ می نکند دور چرخ در بد و نیک
بدورهای پیاپی شتاب باید کرد
مفّرح دل غمگین اگر همی سازی
هم از شراب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل