گنجور

شعرهای با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «ابرساند»

 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۸۵

 

کمند زلف تو خود را به آفتاب رساند

توان به چرخ سرخودزپیچ وتاب رساند

چه چشمهای خمارین ولعل میگون است

که می توان ز تماشای او شراب رساند

به مهره دل مومین من چه خواهد کرد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۸۶

 

خط تو سلسله خود به مشک ناب رساند

کمند زلف تو خود را به آفتاب رساند

چگونه شمع تجلی ز رشک نگدازد

رخ تو خانه آیینه را به آب رساند

هلاک فیض سبکروحیم که از گلشن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۸۷

 

مرا شکستگی پا به آن جناب رساند

فتادگی سر شبنم به آفتاب رساند

ندوختم نظر از آفتاب عارض او

اگر چه خانه چشم مرا به آب رساند

همان که شست ز خاط جواب نامه من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی