گنجور

اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۵

 

چو نیست قدر وفا طاقت جفا عبث است

ادب به کار نمی آید و حیا عبث است

بهار عمر خزان کردم و ندانستم

که عهد با گل و پیوند با صبا عبث است

کسی به این همه بیگانگی چه چاره کند

[...]

اسیر شهرستانی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۸

 

به گل ترانهٔ مرغان بی نوا عبث است

فسون دوستیم با تو بی وفا عبث است

دلم به سینه کنون کز تغافلت خون شد

تسلّیم به نگه های آشنا عبث است

به هرزه، داد به دیوان آسمان نبری

[...]

حزین لاهیجی