گنجور

اشعار مشابه

 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵۷

 

چو چشم مست تو با خواب می‌کند بازی

دو چشم من همه با آب می‌کند بازی

چنین که غمزهٔ شوخ تو مست و مخمورست

چرا بگوشهٔ محراب می‌کند بازی

ببین که آهوی روباه باز صیادت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

حیدر شیرازی » دیوان مونس الارواح » غزلیات » شمارهٔ ۵۲ - و له ایضا

 

خیال دوست که در خواب می کند بازی

درون دیده ی پر آب می کند بازی

در آفتاب، سر زلف عنبرافشانش

چو هندویی ز سر تاب می کند بازی

ز طوطی خط او چون نبات بگدازم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حیدر شیرازی