گنجور

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۴ - فصل

 

خدای را به همه حال زیر پرده صنع

خزینه های علوم است و گنجهای حکم

ظهیری سمرقندی
 

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۱۷ - داستان زن دهقان با مرد بقال

 

مرا لبان تو باید، شکر چه سود کند؟

مرا وصال تو باید، خبر چه سود کند؟

ظهیری سمرقندی
 

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۱۹ - داستان شاهزاده با وزیر و غولان

 

به باغ رفتم تا خود چه حال پیش آید

که باد راحت پاش است و ابر لولو بار

به سبزه گفتم: جاوید زنده بادی، گفت

سه ماه بیش نمانم، بیاموزدم پار

به لاله گفتم: چون دل فگار گشتی؟ گفت

[...]

ظهیری سمرقندی
 

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۱۹ - داستان شاهزاده با وزیر و غولان

 

به زمزم و عرفات و حطیم و رکن و مقام

به عمره و حجر و مروه و صفا و منی

به سوره سوره تورات و سطر سطر زبور

به آیت آیت انجیل و حرف حرف نبی

به قرب موسی عمران، به سجده داوود

[...]

ظهیری سمرقندی
 

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۲۴ - داستان خرس و بوزنه و درخت انجیر

 

کسی که عزت عزلت نیافت، هیچ نیافت

کسی که روی قناعت ندید، هیچ ندید

ظهیری سمرقندی
 

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۲۴ - داستان خرس و بوزنه و درخت انجیر

 

کنون که خور به ترازو رسید و آمد تیر

شدند راست شب و روز چون ترازو و تیر

ظهیری سمرقندی
 

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۲۸ - آمدن کنیزک روز پنجم به حضرت شاه

 

مخالفان تو موران بدند، مار شدند

برآور از سر موران مارگشته، دمار

مکن درنگ و ازین پیش روزگار مبر

که اژدها شود ار روزگار یابد مار

ظهیری سمرقندی