گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۴۵ - در مدح امام ناصر الدین ابراهیم

 

در این دامگاه ارچه همدم ندارمبحمدالله از هیچ غم غم ندارم
مرا با غم از نیستی هست سریکه کس را در این باب محرم ندارم
ندارم دل خلق و گر راست خواهیسر صحبت خویشتن هم ندارم
چو از عالم خویش بیگانه گشتمسر خویشی هر دو عالم ندارم
به سیمرغ مانم ز روی حقیقتکه از هیچ مخلوق همدم ندارم
به نام […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۶۹۴

 

به درد تو جز ناله همدم ندارم
کسی را درین پرده محرم ندارم
جفای جهان میکشد عاقل و من
غمت دارم و از جهان غم ندارم
به مهر رخت عالمی دارم امروز
که یک ذره پروای عالم ندارم
در دست دور از دهانت
من این نکته چندان مسلم ندارم
غم و محنت و درد چندانکه خواهی
سلیمان وقتم که خانم ندارم
از آن دم که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی