گنجور

سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل ۶۲

 

اگر لذت ترک لذت بدانیدگر شهوت نفس، لذت نخوانی
هزاران در از خلق بر خود ببندیگرت باز باشد دری آسمانی
سفرهای علوی کند مرغ جانتگر از چنبر آز بازش پرانی
ولیکن تو را صبر عنقا نباشدکه در دام شهوت به گنجشک مانی
ز صورت پرستیدنت می‌هراسمکه تا زنده‌ای ره به معنی ندانی
گر از باغ انست گیاهی برآیدگیاهت نماید گل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۶۴ - دو بیت شعر

 

رسولا خدا را به جایی که دانی
چه باشد که از من پیامی رسانی؟
نه کار رسول است رفتن به کویش
نسیما ت برخیز اگر می توانی
ز پیش جم دو کبک بلبل آواز
به کوهستان دژ کردند پرواز
بدان دژ پرده ای خوش ساز کردند
ز قولش این غزل آغاز کردند:


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی