گنجور

ابن یمین » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ٣٠

 

مده دل ز دست ارغمی هست و خوفی

که آید دو چندانت شادی و یسرا

نه ایزد چنین گفت در وحی منزل

مع العسر یسرا مع الیسر عسرا

ابن یمین
 

اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰

 

چو آیینه در دل گدازم نفس را

شکستن مبادا طلسم قفس را

نه بلبل نه پروانه این جذبه دارد

دهد بال پرواز من خار و خس را

به یاد تو پیمانه بخشم هوا را

[...]

اسیر شهرستانی
 
 
sunny dark_mode