گنجور

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۱۴۰ - ایضا له

 

زهی تازه رویی که خلق لطیفت

ز سندان به دی ماه گل بشکفاند

به بستان چو بلبل دبستان بسازد

بجز مدحت از دفتر گل نخواند

صبا گر ز انصافت آگاه گردد

[...]

کمال‌الدین اسماعیل
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ٢۴۴

 

بر اوج فلک رایت سروری را

ز جمع بزرگان کسی میرساند

که داد و ستد باشدش با سخنور

زری میدهد گوهری میستاند

چنین گر نباشد چرا مرد فاضل

[...]

ابن یمین
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ٢۵۶

 

ترا فضل بر دیگران بیش از آن نیست

که تو می‌دهی چیز و او می‌ستاند

چو ندهی و نستاند آن فضل بر خاست

چو اویی و بر او چه رجحان بماند

طمع چون بریدم من از مال خواجه

[...]

ابن یمین
 

خیالی بخارایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۲

 

گر ای اشک دیده به خویشت بخواند

مرو کآن سیه‌رو تو را می‌دواند

کسی نیست کآنجا رساند پیامم

مگر نالهٔ من به جایی رساند

مرا در شب هجر او کیست بر سر

[...]

خیالی بخارایی