گنجور

مسعود سعد سلمان » توصیفات » شهرآشوب » شمارهٔ ۳ - صفت یار رنگریز کند

 

رخ زرد کرد آن رخ رنگریز

که بالاش سروست و رخ آفتاب

بشستش پس از رنگ آب دو چشم

که شست آب هجران از آن هر دو خواب

بلی هر چه رنگش کند رنگ ریز

[...]

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » توصیفات » شهرآشوب » شمارهٔ ۳۸ - صفت دلبر صیاد بود

 

تو را ای چو آهو به چشم و به تگ

سگانند در تگ چو مرغی به پر

چرا با تو سازند کاهو و سگ

نسازند پیوسته با یکدیگر

مهی تو که هرگز نترسی ز شب

[...]

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » توصیفات » ماههای فارسی » شمارهٔ ۲ - اردی بهشت ماه

 

بهشت است گیتی ز اردیبهشت

حلال آمد ای مه می اندر بهشت

به شادی نشین هین و می خواه می

که بی می نشستنت زشتست زشت

به راغ و به باغ و به کوه و به دشت

[...]

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » توصیفات » ماههای فارسی » شمارهٔ ۱۲ - سپندارمذ ماه

 

سپندارمذماه آخر ز سال

که گشت آخرین ماه هر بدسگال

همی مژده دارد که تا چند روز

پذیرد چمن حسن و زیب و جمال

به هر مرغزاری بتازد تذرو

[...]

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » توصیفات » نام روزهای فرس » شمارهٔ ۵ - سپندارمذ روز

 

سپندارمذ روز خیز ای نگار

سپند آر ما را و جام می آر

می آر از پی آنکه بی می نشد

دلی شادمان و تنی شادخوار

سپند آر پی آنکه چشم بدان

[...]

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » توصیفات » نام روزهای فرس » شمارهٔ ۳۰ - انیران روز

 

انیران ز پیران شنیدم چنان

که می خورد باید به رطل گران

بیارای نگار آن می مشکبوی

کزو نافه مشک یابی دهان

دل اندر کم و بیش گیتی مبند

[...]

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » توصیفات » روزهای هفته » شمارهٔ ۳ - سه شنبه

 

سه شنبه به مریخ دارد نسب

چرا باده ندهی مرا ای عجب

بده باده لعل مریخ رنگ

که مانند مریخ تابد به شب

شود مر مرا باده تلخ نوش

[...]

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » توصیفات » روزهای هفته » شمارهٔ ۷ - شنبه

 

زحل والی شنبه است ای نگار

مرا این چنین روز بی می مدار

زحل تیره رأیست و تاریک جرم

تو خیز و می لعل روشن بیار

که امروز گیتی همه روشن است

[...]

مسعود سعد سلمان
 
 
sunny dark_mode