گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳۶

 

به چه روی پشت آرم به کسی که از گزینیسوی او کند خدا رو به حدیث و همنشینی
نه که روی و پشت عالم همه رو به قبله داردکه ز کیمیاست مس را برهیدن از مسینی
همگان ز خود گریزان سوی حق و نعل ریزانکه ز کاسدی رسانمان به لطافت و ثمینی
نه زمین ستان بخفته ز رخ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵۵

 

رخ و زلفت، ای پریرخ، سمنست و مشک چینیبه دهان و لب بگویم که : نبات و انگبینی
تو اگر در آب روزی نظری کنی بر آن رخهوست کجا گذارد که : کسی دگر ببینی؟
به زبان خود نگارا، خبرم بپرس روزیکه دلت زبون مبادا! ز رقیب چون ز بینی
چو ز چهره بر گشایی تو نقاب، عقل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی