گنجور

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » بازی زندگی

 

عدسی وقت پختن، از ماشیروی پیچید و گفت این چه کسی است
ماش خندید و گفت غره مشوزانکه چون من فزون و چون تو بسی است
هر چه را میپزند، خواهد پختچه تفاوت که ماش یا عدسی است
جز تو در دیگ، هر چه ریخته‌اندتو گمان میکنی که خار و خسی است
زحمت من برای مقصودی استجست و خیز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی