گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۶۲

 

دوش می‌رفت وآه می‌کردمدر پی او نگاه می‌کردم
هر دم از خون دیده در پی اوقاصدی رو به راه می‌کردم
شب همه شب ز دود سینهٔ خویشسرمه در چشم ماه می‌کردم
ناوک غمزه در دلم می‌زدمن دل خسته آه می‌کردم
گریه میکردم و به حالت خویشخنده هم گاهگاه می‌کردم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۷۴

 

دوش می رفت و آه می کردم
در پی او نگاه می کردم
هر دم از خون دیده در پی او
قاصدی رو به راه می کردم
شب همه شب ز دود سینه خویش
سرمه در چشم ماه می کردم
ناوک غمزه در دلم می زد
من دلخسته آه می کردم
خون دل تا به روز می خوردم
ناله تا صبحگاه می کردم
گریه می […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی