گنجور

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۰

 

سرو را هر که راست می گوید
قامت بار ماست می گوید
چون دهانت کجاست می گویم
چون دهانم کجاست می گوید
خبری ز آن میان چو می پرسم
عالم السر خداست می گوید
می کنند دل حدیث بوس و کنار
دل من هرچه خواست می گوید
چشم حیلت گرش بفتوى عشق
قتل عاشق رواست می گوید
ابرویش گفت فتنه کار من است
کج نشست و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی