گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴

 

عاشقان چون به هوش باز آیندپیش معشوق در نماز آیند
پیش شمع رخش چو پروانهسر ببازند و سرفراز آیند
در هوایی که ذره خورشید استپر برآرند و شاه‌باز آیند
بر بساطی که عشق حاکم اوستجان ببازند و پاک‌باز آیند
گاه چون صبح بر جهان خندندگاه چون شمع در گداز آیند
گاه از شوق پرده‌در گردندگاه از عشق پرده ساز آیند
این […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار