گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸

 

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شودپیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود
یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلندگر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
آخر ای خاتم جمشید همایون آثارگر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود
واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزیدمن اگر مهر نگاری بگزینم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۴۱

 

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
پیش پائی به چراغ تو ببینم چه شود
یارب اندر کنف سایه مولای زمان
که من سوخته یک دم بنشینم چه شود
آخر ای خاتم انوار هدایت آثار
گر فتد عکس تو بر لعل نگینم چه شود
یک نفس جلوه کنی تا که به مرآت رخت
صورت و سیرت جد تو ببینم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی