گنجور

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۷۰

 

من همان روز که آن خال بدیدم گفتمبیم آن است بدین دانه که در دام افتم
هرگز آشفته رویی نشدم یا موییمگر اکنون که به روی تو چو موی آشفتم
هیچ شک نیست که این واقعه با طاق افتدگو بدانید که من با غم رویش جفتم
رنگ رویم غم دل پیش کسان می‌گویدفاش کرد آن که ز بیگانه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی