گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸

 

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیستحال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
مردم دیده ز لطف رخ او در رخ اوعکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست
می‌چکد شیر هنوز از لب همچون شکرشگر چه در شیوه گری هر مژه‌اش قتالیست
ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهروه که در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴

 

بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالیست
شب چنین، روز چنان، آه! چه مشکل حالیست!
هرگزت نیست بر احوال غریبان رحمی
ما غریبیم و تو بی رحم، غریب احوالیست!
گر فتد مردم چشمم برخت، روی مپوش
تو همان گیر که: بر روی تو این هم خالیست
بر لب چشمه نوشین تو آن سبزه خط
شکرستان ترا طوطی فارغ بالیست
می […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی