گنجور

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۶۰

 

گر بنالم ز دل خاره برآید ناله
ور بگریم ز گل تیره بروید لاله
گشته دنبال سفر کرده سواری ست روان
اشک سرخم که بدین گونه کشد دنباله
آنچه در وصله نشیند به غم عشق مرا
نیست غیر از دلی آن نیز به صد پرکاله
جان ستد نسیه که یک بوسه بها خواهم داد
کی بود کی که رسد نسیه ما را […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی