گنجور

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۵۴

 

اخترانی که به شب در نظر ما آیندپیش خورشید محال است که پیدا آیند
همچنین پیش وجودت همه خوبان عدمندگر چه در چشم خلایق همه زیبا آیند
مردم از قاتل عمدا بگریزند به جانپاکبازان بر شمشیر تو عمدا آیند
تا ملامت نکنی طایفه رندان راکه جمال تو ببینند و به غوغا آیند
یعلم الله که گر آیی به تماشا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی