گنجور

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶

 

من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟نیک نزدیک بدم، دور چرا افتادم؟
چه گنه کرد دلم کز تو چنین دور افتاد؟من چه کردم که ز وصل تو جدا افتادم؟
جرمم این دان که ز جان دوست‌ترت می‌دارماز پی دوستی تو به بلا افتادم
حاصلم از غم عشق تو نه جز خون جگرمن بیچاره به عشق تو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۵

 

از نهانخانه وصل تو جدا افتادم
بین کجا بودم ازین پیش و کجا افتادم
جانم از سطوت بی چونی تو بی چون بود
دور ماندم ز تو در چون و چرا افتادم
اصل هر نغمه که باشد نفس رحمت توست
من ازان نغمه اصلی چو صدا افتادم
داشتم با تو فراغت ز بلی و ز بلا
یک بلی گفتم ودر دام بلا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵

 

من سرگشته به دست تو کجا افتادم؟
دست من گیر خدا را، که ز پا افتادم
به کمند سر زلف تو گرفتار شدم
تا چه کردم که درین دام بلا افتادم
گلبن عمر مرا هجر تو از بیخ بکند
تا نگویی که من از باد هوا افتادم
پیش ازان کز لب و دندان تو یابم کامی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی