گنجور

شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش سوم - قسمت دوم

 

آفتابی است قبول نظر اهل کمال

که به یک تابش او سنگ شود صاحب مال

تا ز گرد ره مردی نکنی سرمه ی چشم

از پس پرده ی غیبت ننمایند جمال

هر که خاصیت اکسیر محبت دانست

[...]

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش سوم - قسمت دوم

 

گل همان به که به هر حرف نیندازد گوش

ورنه درد دل مرغان چمن بسیار است

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش چهارم - قسمت دوم

 

ناصح از پند تو عشقم به دل افروخته شد

آتش است این نه چراغ است که از باد بمیرد

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت دوم

 

دست در حلقه ی آن زلف دو تا نتوان کرد

تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد

غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن

روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد

من چه گویم که ترا نازکی طبع لطیف

[...]

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت دوم

 

در ره عشق نشد کس بیقین محرم راز

هر کسی برحسب فهم گمانی دارد

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت دوم

 

عشقبازان که تماشای نگار اندیشند

ننگشان باد اگر زانکه زعار اندیشند

کسوت مردم عیار بر آن قوم حرام

که در اندیشه ی گنج اند و زمار اندیشند

آذری از گل این باغ به بوئی نرسند

[...]

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت دوم

 

عارفی کو که کند فهم زبان سوسن

تا بپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد

شیخ بهایی
 
 
sunny dark_mode