گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)» و حروف قافیهٔ «ویم»

 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۰

 

کاش کان دلبر عیار که من کشته اویم

بار دیگر بگذشتی که کند زنده به بویم

ترک من گفت و به ترکش نتوانم که بگویم

چه کنم نیست دلی چون دل او ز آهن و رویم

تا قدم باشدم اندر قدمش افتم و خیزم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۱

 

هر دم از یاد تو با چشم جدا گریم و مویم

که بسر وقت تو چشمی است جدا هر سر مویم

اشک رنگین نه بخود میرود از دیده برویم

سجده بر روی بتی دارم و خونست وضویم

بچه سوگند خورم کز تو سر خویش ندارم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی