گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۷

 

تا به دام عشق او آویختیمجان و دل را فتنه‌ها انگیختیم
دل چو در گرداب عشقش اوفتادتن فرو دادیم و در نگریختیم
بس که اندر وادی سودای اوخون دل با خاک ره آمیختیم
خاک پای او به نوک برگ چشمگاه می‌رفتیم و گه می‌بیختیم
چون نیامد بر سر غربیل هیچپای در گل خاک بر سر ریختیم
گرچه ما زیرک ترین […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار