گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴۱

 

بر گل از عنبر کمندی بسته‌ایگرد ماه از مشک بندی بسته‌ای
از لب لعل و دهان تنگ، خوششکرش بگشوده، قندی بسته‌ای
از سر زلف پریشان هر نفسدست و پای مستمندی بسته‌ای
هر دم از بهر شکار خاطریزین شوخی بر سمندی بسته‌ای
بیدلانی کز تو می‌جستند کامچند را کشتی و چندی بسته‌ای
میوهٔ وصلت به ما مشکل رسدزانکه بر شاخ بلندی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی