گنجور

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۳

 

چند گیرد جام می کام از لب میگون او؟
ساقیا، بگذار، تا بر خاک ریزم خون او
قصه لیلی و مجنون پای تا سر خوانده ام
هم تو از لیلی فزونی، هم من از مجنون او
مهر آن مه را بجان خواهم، که بس لایق فتاد
عشق روز افزون من با حسن روز افزون او
داغها دارم بدل چون لاله و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی