گنجور

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۹

 

لولو خوشاب من از چنگ شد یکبارگیلالهٔ سیراب من بی‌رنگ شد یکبارگی
دلبری را من به چنگ آورده بودم در جهانای دریغا دلبرم کز چنگ شد یکبارگی
جنگها بودی میان ما و گاهی آشتیآشتی این بار الحق جنگ شد یکبارگی
بود نام و ننگ ما را پیش ازین هر جایگاهاین بتر کامروز نامم ننگ شد یکبارگی
با رخ و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی