گنجور

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱

 

آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده استمی‌تواند کرد با او آن چه با من کرده است
عنقریب از گریه نابینا چو دیگر چشمهاستدیده‌ای کان سست عهد امروز روشن کرده است
کرده در چشم رقیب بوم سیرت آشیانشاهباز من عجب جائی نشیمن کرده است
یک جهت تا دیده‌ام با غیر آن بی‌درد راغیرتم از صد جهت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی