گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴۹

 

در حریم سینه عشاق، غم نامحرم است
در نزاکت خانه آیینه، دم نامحرم است
باده روحانیان را ساغری در کار نیست
در خرابات محبت جام جم نامحرم است
می کند مغشوش، جوهر صفحه آیینه را
نامه ما ساده لوحان را رقم نامحرم است
صبح را در خلوت روشن ضمیران بار نیست
در دل یکتای ما تیغ دو دم نامحرم است
تا سر مویی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی