گنجور

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۹

 

ای که می‌پرسی ز من کیفیت چشم غزالممن از این پیمانه مستم، من در این افسانه لالم
گر به خیل او در آیم خسرو فیروز بختمور به دام وی درافتم، طایر فرخنده فالم
ساده لوحی بین که خواهم بر سر خاکم نهد پاآن که همچون خاک ره کرد از تغافل پایمالم
مردم از محرومی دیدار در بزمش به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۷ - فخر در مدح اهل بیت عصمت(علیهم السلام)

 

تا بود جان در بدن یا در دهن نطق مقالم
روز و شب مداح اولاد رسول بی‌همالم
فیض این منصب ز بی‌چون شد نصیب ماه و سالم
منت ایزد را که میمون و مبارک گشته فالم
مهر گردون فضایل اختر برج کمالم
خضروش اکنون به آب زندگانی برده‌ام بی
دم به دم معراج قرب کبریا را می‌کنم طی
در کمیت حق شناسی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صامت بروجردی