گنجور

عطار » اشترنامه » بخش ۲۴ - رسیدن سالک با پرده چهارم

 

جهد کن تا تو ازو میبگذری

ور بمانی باز ازو غافل تری

عطار
 

عطار » اشترنامه » بخش ۲۵ - رسیدن سالك با پرده پنجم

 

تو کجا ز اسرار عشقش ره بری

هر زمان از راه او واپس تری

عطار
 

عطار » اشترنامه » بخش ۲۵ - رسیدن سالك با پرده پنجم

 

راه بر خود میروی کی پی بری

تو نمیدانی که هر دم پس تری

عطار
 

عطار » اشترنامه » بخش ۲۶ - حكایت ابراهیم علیه السلام

 

تا بدین آئینه تو راهی بری

در زمانی هر دو عالم بنگری

عطار
 

عطار » اشترنامه » بخش ۲۷ - رسیدن سالك وصول با پرده ششم

 

تا کی این سر را ز اسرار آوری

مر مرا اینجا نه تنها بنگری

عطار
 

عطار » اشترنامه » بخش ۲۷ - رسیدن سالك وصول با پرده ششم

 

چند و چند آخر بخود میبنگری

تا تو خود بینی کجا این ره بری

عطار
 

عطار » اشترنامه » بخش ۲۸ - سؤال سالك وصول از پیر

 

صبر کن تا راز او را بنگری

تا تو نیز از راز او هم برخوری

عطار
 

عطار » اشترنامه » بخش ۲۸ - سؤال سالك وصول از پیر

 

هر دو یکسان گشت بر کل گوهری

هردو یک بویست چون بوی آوری

عطار
 

عطار » اشترنامه » بخش ۲۹ - خاموش شدن سالك وصول از جواب

 

ای دل آخر خون خود تا کی خوری

هر زمان وامانده و حیران تری

عطار
 

عطار » اشترنامه » بخش ۳۰ - رسیدن سالك با پردۀ هفتم

 

جوهری در دست چپ با دفتری

جوهری چه جوهری چه گوهری

عطار
 
 
۱
۶
۷
۸
sunny dark_mode