گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۷۵

 

در فراقت زندگانی چون کنم؟

با چنین غم شادمانی چون کنم؟

یار بدخو و فلک نامهربان

تکیه بر عمر و جوانی چون کنم؟

عشق و افلاس و غریبی و فراق

[...]

امیرخسرو دهلوی
 

رفیق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۱

 

بی تو جانا زندگانی چون کنم

زندگی بی یار جانی چون کنم

ای که می دانی فراق یار را

در فراق آنکه دانی چون کنم

شادمانی از غم من چون تو، من

[...]

رفیق اصفهانی