گنجور

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۱

 

حلقهٔ ارواح بینم گرد حلقهٔ گوش تو

آفتاب و ماه بینم حامل شبپوش تو

بی‌دلان را نرگس گویای تو خاموش کرد

عاشقان را کرد گویا پستهٔ خاموش تو

تلخ نو شیرین‌ترست از شهد و شکر وقت کین

[...]

سنایی غزنوی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۶۵

 

صد زبان در پرده درد غنچه خاموش تو

جوش غیرت می زند خون بهار از جوش تو

بشکند چون زلف، بازار بتان سنگدل

کاکل مشکین گذارد پای چون بر دوش تو

عطسه مغز نافه را خالی کند از بوی مشک

[...]

صائب تبریزی