گنجور

سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۱۳

 

بعد مرگ از خاک ما مست تغافل نگذری

سرگران از کشتگان بی تحمل نگذری

می توان کردن نگاهی بر اسیران چمن

لاله را خود داغ کردی، باری از گل نگذری

یک نفس بگذار تا آسوده باشد در قفس

[...]

سلیم تهرانی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۷۱

 

بی تأمل زینهار از نقطه دل نگذری

زین سواد اعظم اسرار غافل نگذری

تیر کج را از هدف دست تصرف کوته است

سخت خواب آلوده می تازی، ز منزل نگذری

با وجود تن پرستی ز اهل دل نتوان شدن

[...]

صائب تبریزی