گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰۴

 

از ان گلشن دل گستاخ من گل چیده می آید

که چشم باغبان آنجا زخود پوشیده می آید

دل از گستاخی من جمع کن کز شرم رسوایی

نگاه از چشم من بیرون چو مو از دیده می آید

چرا آزاده در وحشت سرایی لنگر اندازد

[...]

۸ بیت
صائب
 

نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۴

 

به نشأه همچو شراب رسیده می آید

چو چشم خویش دگر می کشیده می آید

کشیده دختر رز راز کوچه ی مینا

دماغ دار چو عینک به دیده می آید

به بی خودی مگر او را شکار خودسازم

[...]

۹ بیت
نورس دماوندی