گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۱۹

 

پیش هر تلخی نریزم آبروی خویشتن

می خورم قند از شکست آرزوی خویشتن

رشته این تنگ چشمان رنج باریک آورد

می کنم از جسم زار خود رفوی خویشتن

می فشارم، گر به حرف شکوه بگشاید دهن

[...]

۱۴ بیت
صائب تبریزی
 

سیدای نسفی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۳

 

چشم تا پوشیده ام از آرزوی خویشتن

بسته ام چون غنچه گل در به روی خویشتن

دیده ام تا پیچ و تاب کاسه گرداب را

می برم خالی از این دریا به سوی خویشتن

سر به صحرا می زنم تا یابم از مجنون فغان

[...]

۱۰ بیت
سیدای نسفی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۷۶۱

 

بالین نهاده ام به سر کوی خویشتن

دارم سری چو غنچه به زانوی خویشتن

آغوش دایه، بود مرا کام اژدها

در آتشم ز خیرگی خوی خویشتن

تنها ز دوستان نیم امروز شرمسار

[...]

۹ بیت
حزین لاهیجی