گنجور

ناصر بجه‌ای » غزلیات » شمارهٔ ۲۳

 

رحمتی کن کز فراقت در جنون افتاده‌ام

وز سرشک دیده در دریای خون افتاده‌ام

با امید آن که گیرد دست من در پای تو

همچو زلف سرکش تو سرنگون افتاده‌ام

تا تو همچون سیم در دست کسان افتاده‌ای

[...]

۹ بیت
ناصر بجه‌ای
 

عمان سامانی » گنجینة الاسرار » بخش ۱۳

 

وه که در دریای خون افتاده‌ام

با تو چون گویم که چون افتاده‌ام؟

۱ بیت
عمان سامانی