×
عطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » پاسخ عزیزی به سالات پروردگار در روز حشر
روی آن دارد که نفروشی مرا
خلعتی از فضل درپوشی مرا
۱ بیت
طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶
شور بلبل میدهد یاد از قدح نوشی مرا
نکهت گل میکند تکلیف بیهوشی مرا
هرزمان برلب یکی دریای آتش مینهم
از قضا امروز میآید قدح نوشی مرا
نالهٔ مرغ چمن گم کرده سیر آهنگ نیست
[...]
۷ بیت
فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۸
باز دارد عشق در آغوش بیهوشی مرا
غم مهیّا میکند اسباب مدهوشی مرا
با زبان بیزبانی میکنم تقریر شوق
کرده ذوق گفتگو سرگرم خاموشی مرا
مدّتی شد تا ز معراج قبول افکنده است
[...]
۵ بیت
جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۴
می دهد طرز نگاهت یاد می نوشی مرا
یاد آغوشت کند گرم همآغوشی مرا
قطره ای در کام دل از جام درد او چکید
می برد تا منزل تحقیق بیهوشی مرا
۲ بیت
نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۴۶
بود از تیغ زبان فکر زرهپوشی مرا
جوشن داودیی شد مُهر خاموشی مرا
بس که من بیگانگی از آشنایان دیدهام
یادگار دوستان باشد فراموشی مرا
اختلاطم بس که چسبان است با افتادگی
[...]
۷ بیت
