گنجور

ناصر بخارایی » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳

 

در هر زمین که سروی چون قد او برآید

شاید که نرگس و گل چون چشم و رو برآید

با خود به خاک اگر من تاری برم ز زلفش

نبود عجب که از گِل، گُل مشکبو برآید

در سینه تخم عشقش چون در زمین بیفتد

[...]

۷ بیت
ناصر بخارایی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۰

 

آیا بود که کاری زاین گفت و گو برآید

روزی مراد جانم زین جست و جو برآید

باشد که این بیابان آید شبی به پایان

بختم مدد نماید واین آرزو برآید

هر دم به اشک خونین رخساره را بشویم

[...]

۷ بیت
جنید شیرازی