گنجور

 
۱
۱۰۸
۱۰۹
۱۱۰
۱۱۱
۱۱۲
۴۳۶
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳

 

چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟

اگر در من نگه کردی نگارم

بدیدی گر فراقش چونم آخر

بپرسیدی دمی حال فگارم

نکرد آن دوست از من یاد روزی

[...]

۹ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵

 

نگارا، بی‌تو برگ جان ندارم

سر کفر و غم ایمان ندارم

به امید خیالت می‌دهم جان

وگرنه طاقت هجران ندارم

مرا گفتی که: فردا روز وصل است

[...]

۹ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷

 

من آن قلاش و رند بی‌نوایم

که در رندی مغان را پیشوایم

گدای درد نوش می پرستم

حریف پاکباز کم دغایم

ز بند زهد و قرابی برستم

[...]

۱۵ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱

 

ز غم زار و حقیرم، با که گویم؟

ز غصه می‌بمیرم، با که گویم؟

ز هجر یار گریانم، ندانم

که دامان که گیرم؟ با که گویم؟

ز جورش در فغانم، چند نالم؟

[...]

۱۰ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲

 

ز دلتنگی به جانم با که گویم؟

ز غصه ناتوانم، با که گویم؟

ز تنهایی ملولم، چند نالم؟

ز بی‌یاری به جانم، با که گویم؟

به عالم در، ندارم غمگساری

[...]

۹ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴

 

بیا، ای دیده، تا یک دم بگرییم

نیم چون خوشدل و خرم بگرییم

دمی بر جان پر حسرت بموییم

زمانی بر دل پر غم بگرییم

گهی از درد بی‌درمان بنالیم

[...]

۱۰ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷

 

بگذر ای غافل ز یاد این و آن

یاد حق کن تا بمانی جاودان

تا فراموشت نگردد غیر حق

در حقیقت نیستی ذاکر، بدان

چون فراموشت شد آنچه دون اوست

[...]

۱۲ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶

 

نگارا، گرچه از ما برشکستی

ز جانت بنده‌ام، هر جا که هستی

ربودی دل ز من، چون رخ نمودی

شکستی پشت من، چون برشکستی

چرا پیوستی، ای جان، با دل من؟

[...]

۷ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳

 

چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟

که ناگه دامن از من درکشیدی

چه افتادت که از من برشکستی؟

چرا یکبارگی از من رمیدی؟

به هر تردامنی رخ می‌نمایی

[...]

۱۸ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴

 

چه کردم؟ دلبرا، از من چه دیدی؟

که کلی از من مسکین رمیدی

چه افتادت که از من سیر گشتی؟

چرا یک بارگی از من بریدی؟

من از عشقت گریبان چاک کردم

[...]

۱۱ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸

 

نگارا، کی بود کامیدواری

بیابد بر در وصل تو باری؟

چه خوش باشد که بعد از ناامیدی

به کام دل رسد امیدواری

بده کام دلم مگذار جانا

[...]

۹ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵

 

خوشا دردی که درمانش تو باشی

خوشا راهی که پایانش تو باشی

خوشا چشمی که رخسار تو بیند

خوشا مُلکی که سلطانش تو باشی

خوشا آن دل که دلدارش تو گردی

[...]

۱۲ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶

 

چه خوش باشد! که دلدارم تو باشی

ندیم و مونس و یارم تو باشی

دل پر درد را درمان تو سازی

شفای جان بیمارم تو باشی

ز شادی در همه عالم نگنجم

[...]

۱۰ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷

 

الا قم، واغتنم یوم التلاقی

و در بالکاس وارفق بالرفاقی

بده جامی و بشکن توبهٔ من

خلاصم ده ازین زهد نفاقی

مشعشعة اذا اسکرت منها

[...]

۸ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹

 

فمالی لم اطا سبع الطباقی

و لم اصعد علی اعلی المراقی

چرا خربندهٔ دجال باشم؟

چو کردم با مسیحا هم وثاقی

علی اعلی المعارج و المعالی

[...]

۸ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰

 

لقد فاح الربیع و دار ساقی

وهب نسیم روضات العراق

صبا بوی عراق آورد گویی

که خوش گشت از نسیم او عراقی

الا یا حبذا! نفحات ارض

[...]

۱۴ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵

 

الا، قد طال عهدی بالوصال

و مالی الصبر عن ذاک الجمال

به وصلم دست گیر، ای دوست، آخر

به زیر پای هجرم چند مالی؟

یضیق من الفراق نطاق قلبی

[...]

۱۲ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۴

 

نگویی باز: کای غم خوار چونی؟

همیشه با غم و تیمار چونی؟

کجایی؟ با فراقم در چه کاری؟

جدا افتاده از دلدار چونی؟

مرا دانی که بیمارم ز تیمار

[...]

۹ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۵

 

بیا، تا بیدلان را زار بینی

روان خستگان افگار بینی

تن درماندگان رنجور یابی

دل بیچارگان بیمار بینی

به کوی عاشقان خود گذر کن

[...]

۹ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳

 

دلی دارم، چه دل؟ محنت سرایی

که در وی خوشدلی را نیست جایی

دل مسکین چرا غمگین نباشد؟

که در عالم نیابد دل‌ربایی

تن مهجور چون رنجور نبود؟

[...]

۱۴ بیت
عراقی
 
 
۱
۱۰۸
۱۰۹
۱۱۰
۱۱۱
۱۱۲
۴۳۶
 
تعداد کل نتایج: ۸۷۰۲