×
سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۷۹
ای دریده ز تو گل پیرهن خون آلود
لاله را داغ تو تعویذ تن خون آلود
اختران بر فلک از گریه ی من رنگینند
همچو دندان به درون دهن خون آلود
ماه عید است که گردیده نمایان ز شفق
[...]
۶ بیت
نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۶
لعل خفتان چو کند خاک تن خون آلود
لاله را داغ کنم از کفن خون آلود
ای خط لعل تو مشک ختن خون آلود
جوش تبخال عقیق یمن خون آلود
پشت دستی مگر از جلوه ی گستاخ تو خورد
[...]
۱۱ بیت
طبیب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۳
تا قیامت دمد از خاک من خون آلود
لاله از سینه چاک و کفن خون آلود
صبح از جامه رنگین شفق مستغنیست
پیر کنعان چه کند پیرهن خون آلود
می توان یافت که در پای دلش خاری هست
[...]
۶ بیت
واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۷۷
تا ستانم ز بتان داد تن خونآلود
بر سر چوب کنم پیرهن خونآلود
شکوهٔ تیغ کسی خامهٔ شنجرفم ساخت
میتراود ز زبانم سخن خونآلود
صبح محشر چو گل از غنچه شهید تو کند
[...]
۳ بیت
