گنجور

طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۰۸

 

گل شکفت و بزم خرم گشت و گلشن تازه شد

ناخنی زد بلبل و داغ دل من تازه شد

خانه روشن کردن شمعم بیاد آمد چه دوش

روی امیدم بوقت جان سپردن تازه شد

سبزهٔ لب تشنه چون از آب گردد تازه روی

[...]

۹ بیت
طالب آملی
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۹

 

ناله‌ای کردم، خروش اهل شیون تازه شد

بلبلان را شیوه افغان گلشن تازه شد

بس که عشقم رشک‌فرمای است، از چشم بتان

هرکه زخمی خورد، داغ سینه من تازه شد

آهی از دل برکشیدم شب به یاد روی دوست

[...]

۴ بیت
قدسی مشهدی