گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۶ - در مدح جلال الدین شروان شاه اخستان

 

خندهٔ سر به مهر زد دم صبح

الصبوح ای حریفِ محرمِ صبح

ناف شب سوخت تفِ مجمر روز

گوی زر یافت جیب مُلحَم صبح

به سر تازیانهٔ زرین

[...]

۱۱ بیت
خاقانی
 

سلیمی جرونی » شیرین و فرهاد » بخش ۵۰ - زاری کردن شیرین در صبحدم و اجابت دعا

 

اگر خواهی که یابی عالم صبح

شبی کن روز، بهر یک دم صبح

۱ بیت
سلیمی جرونی
 

هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۱۲ - حال گدا به وقت شب در جدایی شاه‌زاده

 

دیده‌ها بر ستاره دادم تا دم صبح

چون شفق می‌گریست از غم صبح

۱ بیت
هلالی جغتایی
 

طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۶

 

صفای سینه بمامی فروش ای دم صبح

بین دلی بفروغ نگین و خاتم صبح

دلا چه دیده فرو بستهٔ سپیده دمید

سری بر آر که خوش عالمی است عالم صبح

بیاد زلف تو آن رشک گیسوی شب‌قدر

[...]

۷ بیت
طالب آملی
 

طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۹۱

 

برمن گل‌خون شکفت از شبنم صبح

داغ جگرم تازه شد از مرحم صبح

تا صبح دمید، غوطه در خون خوردم

گویا دم تیغ بود بر من دم صبح

۲ بیت
طالب آملی