گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۴۳

 

شوقم از نامه به وصل تو فزونتر گردید

نامه بر آتش من دامن دیگر گردید

از بهار چمن افروز بود برگ گلی

آنچه از حسن تو در دیده مصور گردید

می شود روزنه اش ناف غزالان ختن

[...]

۹ بیت
صائب
 

فتحعلی‌شاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۷۲

 

از رخ همچو مهت دیده منور گردید

اشک چشم من از آن روی چو گوهر گردید

شاه خوبان جهانی تو و خاک قدمت

خسروان را به جهان زینت افسر گردید

می‌کشم خون دل از دیده ز هجران و مرا

[...]

۷ بیت
فتحعلی‌شاه
 

ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۴۰ - مقتل خون

 

زلف اکبر چو ز خون سر او تر گردید

عقل گفتا که عجین مشک، به عنبر گردید

بر زمین خون ز گلوی شه لب تشنه حسین

آنقدر ریخت که با خاک، مخمر گردید

بدنی را که بدی بسترش آغوش نبی

[...]

۱۰ بیت
ترکی شیرازی
 

عبدالرحیم حائری » مجمع الاسرار » بخش ۳۶ - رباعی پنجم

 

بُستانِ شباب و عمرم بی بر گردید

خاکم ز غم هجرِ تو بر سر گردید

افسوس بر ایّام جوانی که تمام

بگذشت به محنت و مُکدّر گردید

۲ بیت
عبدالرحیم حائری