گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶۴

 

جان نثار یار کردن خاک را زر کردن است

قطره ناچیز را دریای گوهر کردن است

خوابگاه مرگ را هموار بر خود ساختن

در زمان زندگی از خاک بستر کردن است

در جهان آب و گل رنگ اقامت ریختن

[...]

۲۱ بیت
صائب
 

نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۳

 

سلطنت نفس بهیمی را مسخر کردن است

همت سرشار ترک افسر زر کردن است

شورش افکندن به جان از رستخیر آرزو

خاطر آسوده را صحرای محشر کردن است

چون بهار از فیض لاف نشأه‌ی همت زدن

[...]

۶ بیت
نورس دماوندی