گنجور

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۳

 

جانا ز رشک خط تو عنبر در آتش است

وز لعل آبدار تو گوهر در آتش است

دل در غم تو دانه گوهر در آسیاست

خط بر رخ تو خرده عنبر در آتش است

کردم نظر بر آن رخ چون آتش کلیم

[...]

۱۳ بیت
سیف فرغانی
 

نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۹۵

 

ز انقلاب اشک و آهم بحر و بر در آتش است

قلزمم در آستین و چشم تر در آتش است

برق طور جلوه‌ی من بیشتر گستاخ سوز

بی ادب پروانه‌ها را بال و پر در آتش است

حلقه‌های خطّ مشکین بر گل روی تو نیست

[...]

۹ بیت
نورس دماوندی